بررسی تأثیر جایگزینی آموزشهای زیستمحیطی هنرمحور در بستر طبیعت در ضرورت رفع گسست نسلی کودکان معاصر با مفاهیم و بایستههای محیط زیست
کلمات کلیدی:
آموزش محیط زیست, هنر محیطی, آموزش هنرمحور, کودکان, طبیعت, گسست نسلی, توسعه پایدارچکیده
گسترش بحرانهای زیستمحیطی در جهان معاصر، ضرورت بازنگری در شیوههای آموزش محیط زیست را بیش از پیش آشکار ساخته است. در این میان، کودکان به عنوان نسل آینده، مهمترین گروه هدف آموزشهای زیستمحیطی محسوب میشوند. با این حال، توسعه فناوریهای دیجیتال، شهرنشینی و کاهش تعامل مستقیم کودکان با طبیعت، منجر به شکلگیری نوعی گسست نسلی میان کودکان و محیط طبیعی شده است. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی ـ توصیفی به بررسی ناکارآمدی آموزشهای سنتی محیط زیست و تبیین ظرفیت آموزشهای هنرمحور در بستر طبیعت میپردازد. نتایج مطالعات نشان میدهد آموزشهای مبتنی بر هنر محیطی، به دلیل ماهیت تجربهمحور، مشارکتی و عاطفی خود، میتوانند در تقویت حس تعلق به طبیعت، افزایش مسئولیتپذیری زیستمحیطی و درونیسازی مفاهیم پایداری نقش مؤثری ایفا کنند. همچنین نمونههای موفق کشورهای پیشرو همچون فنلاند، سوئد، ژاپن و کانادا نشان میدهد تلفیق هنر، طبیعت و آموزش، یکی از مؤثرترین راهکارهای تربیت نسل آینده در مواجهه با بحرانهای زیستمحیطی است